السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
14
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
است ، و گروه چهارم انبياء ، نبيّى است كه در خواب ملك را مىبيند و صدايش را مىشنود و او را در بيدارى نيز مشاهده مىكند و امام است ، مانند انبياء اولو العزم و همانا ابراهيم ( ع ) نبى بود ولى امام نبود تا وقتى كه خداوند فرمود ( من تو را بر مردم امام قرار مىدهم ، گفت : و امّا ذريّهء من ؟ فرمود : عهد من به ستمگران نمىرسد [ 1 ] ) . و مراد از ستمگر كسى است كه بت يا صنمى را پرستيده است ، در اين خصوص مىگويم ، امامت ، رياست عامّه بر جميع مخلوقات است و مقامى افضل از نبوّت و اشرف از آنست . در كتاب ( اختصاص ) شيخ مفيد از عمر بن ابان از بعض ايشان نقل شده كه گفت : پنج نفر از انبياء سريانى هستند : آدم ، شيث ، ادريس ، نوح و ابراهيم و زبان آدم زبان عربى بوده كه آن زبان اهل بهشت است ، امّا وقتى كه آدم پروردگارش را عصيان كرد ، پروردگار زبان او را به سريانى مبدّل نمود و پنج نفر از انبياء عبرانى هستند : اسحاق ، يعقوب ، موسى ، داود و عيسى و پنج نفر ايشان از عرب هستند : هود ، صالح ، شعيب ، اسماعيل و محمّد ( ص ) و از پادشاهان دنيا دو نفر مؤمن و دو نفر كافر بودند ، مؤمنان : ذو القرنين و سليمان ( ع ) و كافران : نمرود بن كوش بن كنعان و بخت النصر . در اين خصوص مىگوئيم ، نصر اسم يك بت است و بخت يعنى فرزند ، و چون او اين بت را مىپرستيده خود را پسر او ناميده و شيخ صدوق طاب ثراه در ( اكمال الدين ) حديثى طولانى از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه در آن ذكر شده كه آدم ( ع ) وقتى كه دوران نبوّتش كامل شد ، خداى سبحان به او وحى كرد كه ميراث علم و نبوّت را در پسرش هبة اللَّه قرار دهد و آدم را به نوح بشارت داد و بين نوح و آدم ده نسل فاصله بود كه همهء آنان پيامبر بودند ، پس زمانى كه دوران نبوّت نوح سپرى شد ميراث علم و نبوّت را به پسرش سام واگذار كرد و بعد از سام هود ( ع ) بود ، و بين نوح و هود انبياء ناشناختهاى وجود داشتند و پس از هود نبوّت به ابراهيم منتهى شد و ميان هود و ابراهيم ده نفر از انبياء وجود داشتهاند ، پس از ذكر بيان مطوّل مىفرمايد : آنگاه خداوند موسى و هارون را بسوى فرعون و هامان و قارون
--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 124 .